شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
474
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
به نظر مىرسد . نيز 237 / 11 و لقاطات منون در فهرست اعلام و غيره ديده شود . 93 / 8 در شب بوى رسيدند - در متن عربى آمده است كه « فوجده مع ذلك كاللّيل مدركه » و اين اشاره بشعر نابغه است « فانّك كاللّيل الّذى هو مدركى . . . » و مراد اينست كه همچنانكه شب بموقع خود مىرسد جلال الدّين هم لشكر چنگيز را ديد كه به او رسيدند . ع 1 . مؤلّف نمىخواسته است بگويد كه در شب به او رسيدند ، و اين از سهوهاى مترجم است . 94 / 2 امراء او - ظاهرا « مآل امر او » مطابق متن عربى . ع 1 94 / 3 و ح - مراد اينست كه با سلطان محمّد بود و بعد از انكه تاتار سلطان را در حدود فرزين كبس كردند ركن الدّين بكرمان افتاد . ع 1 . شايد اگر با الحاق چند كلمه عبارت به اين نحو اصلاح شود مراد را برساند : و از آنجا ، پس از كبس تاتار در قلعهء فرزين ، بحدود كرمان افتاد . 94 / 9 قراقر - در متن عربى : قراغز . 95 / 13 استوناوند قلعهاى بوده است در لاريجان مازندران نزديك رينهء حاليّه . ع 1 99 / 8 سيف الدّين مقطع كرج ، نامش در متن عربى كيتارق است . ع 1 99 / 13 سلطان ، در متن عربى شيطان است . ع 1 99 / 14 هفت هزار مرد ، در متن عربى قيد شده است كه از برگزيدگان تركان عراقى و خوارزمى . 100 / 1 دوستگانى 103 / 12 اتابك سعد ، در متن عربى : مظفّر الدّين سعد بن زنگى گفته . ع 1 104 / 4 ابو اسحق شيرازى را مؤلّف بجاى شيخ ابو اسحق كازرونى نوشته است . 107 / 1 كشته شد - تولى خان در اين جنگ شركت نداشت . فرماندهى سپاه مغول با قوتوقونويان بود و او هم فرار كرد و كشته نشد . تولى خان در سال 630